نیاز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نیاز. (اِخ ) دهی است از دهستان حومه ٔ بخش بندرشاه شهرستان گرگان . در ٥ هزارگزی جنوب شرقی بندر شاه، بر سر راه کردکوی به بندر شاه، در دشت معتدل هوای مرطوبی واقع است و ٣٠٠ تن سکنه دارد. آبش از چاه و رودخانه ٔ قره سو، محصولش غلات و پنبه و صیفی دیمی و لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری و قالیچه بافی و گلیم بافی است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٣).
نیاز. (اِخ ) دهی است از دهستان به به جیک بخش سیه چشمه ٔ شهرستان ماکو. در ٢٤هزارگزی شمال شرقی سیه چشمه و ٦هزارگزی شمال راه محمدآقا، در منطقه ٔ کوهستانی سردسیری واقع و دارای ١٧٨ تن سکنه است . آبش از چشمه، محصولش غلات، شغل اهالی زراعت و گله داری و جاجیم بافی است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٤).
نیاز. (اِخ ) دهی است از دهستان ییلاق بخش قروه ٔ شهرستان سنندج، در ٤٢هزارگزی شمال غربی قروه و٣هزارگزی شمال علی آباد لوج و در دشت سردسیری واقع است و ٣٩٥ تن سکنه دارد. آبش از چشمه، محصولش غلات و لبنیات، شغل مردمش زراعت و گله داری و بافتن قالیچه و جاجیم و گلیم است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٥).