نیازش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نیازش . [ زِ ] (اِمص ) عبادت . پرستش . (یادداشت مؤلف ). عرض نیاز. رجوع به نیاز شود : هزاران گونه بنماید نیازش به شیرین لابه و نیکو نوازش . فخرالدین اسعد. ◄ نوازش : سروشان را به نام نیک بستود نیازشهای بی اندازه بنمود. فخرالدین اسعد. ◄ مزید علیه نیاز است . (آنندراج ).