نکول
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(نُ) [ ع. ] (مص ل.)<BR>۱- برگردیدن و روگرداندن از چیزی.<BR>۲- ترسیدن و روبرگرداندن از دشمن.<BR>۳- خودداری کردن از پرداخت وجه حواله، برات و مانند آن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(نُ) [ ع. ] (مص ل.) ۱- برگردیدن و روگرداندن از چیزی. ۲- ترسیدن و روبرگرداندن از دشمن. ۳- خودداری کردن از پرداخت وجه حواله، برات و مانند آن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نکول . [ ن ُ ] (ع مص ) بازایستادن از سوگند. (تاج المصادر بیهقی ) (از زوزنی ) (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (از آنندراج ). نکوص . (متن اللغة). امتناع کردن از سوگند. (ناظم الاطباء). ◄ خودداری کردن از پاسخ دادن . (فرهنگ فارسی معین ). ◄ بازایستادن از دشمن . (از تاج المصادر بیهقی ) (اززوزنی ) (از منتهی الارب ) (از آنندراج ) (از ناظم الاطباء). ترسیدن از خصم و سست و ناتوان شدن . (از متن اللغة). پس ماندن از دشمن و ترسیدن و ضعیف و سست شدن . (از ناظم الاطباء). سپسایگی برگردیدن از کسی یا چیزی و ترسیدن و سست و بددل شدن . (از منتهی الارب ) (از آنندراج ) (از ناظم الاطباء). نکوص و ترسیدن از چیزی . (از اقرب الموارد). از انجام دادن کاری ترسیدن . (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء). روبرگردان شدن از دشمن یا چیزی . (فرهنگ فارسی معین ). ◄ (اِمص ) برگشتگی . اعراض . (ناظم الاطباء). روگردانی . (فرهنگ فارسی معین ). ◄ امتناع . واقول . وادنگ . مقابل قبول . (یادداشت مؤلف ). رجوع به نکول کردن شود. ◄ خودداری از پرداخت وجه حواله و برات و غیره . ◄ خودداری از پاسخ . (فرهنگ فارسی معین ). ◄ (اِ) ج ِ نِکْل . رجوع به نِکْل شود.
نکول . [ ن َ ] (ع اِ) روغن یا آبی که در آن دواهائی بجوشانند و پس از سرد شدن بر عضو ریزند کم کم . (از بحر الجواهر) (یادداشت مؤلف ).