نکوداشت
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نکوداشت . [ ن ِ ] (مص مرکب مرخم، اِمص مرکب ) نکو داشتن . (یادداشت مؤلف ). رعایت . تفقد. اعزاز. اکرام . رجوع به نکو داشتن شود : عالمی را به نکوداشت نگه دانی داشت مال خویش از قِبَل ِ داشت نداری تو نگاه . فرخی .
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی