نکه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نکه . [ ن َک ْه ْ ] (ع مص ) دم برزدن بر بینی . هه کردن بر بینی دیگری تا بوی دهان معلوم کند. (از منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد) (از متن اللغة). ◄ شمیدن بوی دهان را. (از منتهی الارب ) (آنندراج ). بوییدن بوی دهان کسی را. (از اقرب الموارد) (از متن اللغة). ◄ (به صیغه ٔ مجهول ) برگردیدن بوی دهان کسی از تخمه . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (از متن اللغة). ◄ سخت گردیدن گرمی آفتاب . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از متن اللغة) (از اقرب الموارد).
نکه . [ ن ُک ْ ک َه ْ ] (ع ص، اِ) شتران سست و ضعیف از بیماری برخاسته، یا شتران آوازفرورفته از ضعیفی . (منتهی الارب ) (آنندراج ).