نکایات
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نکایات . [ ن ِ ] (ع اِ) ج ِ نکایة : ملک هند اثر نکایات رایات سلطان در... ولایت خویش مشاهدت کرد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص ٢٩٣). رعیت دلیر شدند و چون مرغان بهاری به زبان زاری ... نواهای نکایات زدند. (المضاف الی بدایعالازمان ص ٣٥). رجوع به نکایت و نکایة شود.