نچسب
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(نَ چَ) (ص فا.) (عا.) آن که شخص از معاشرت با او احساس ملال کند، نادلپسند..<br>
فرهنگ فارسی معین
(نَ چَ) (ص فا.) (عا.) آن که شخص از معاشرت با او احساس ملال کند، نادلپسند..
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نچسب . [ ن َچ َ ] (نف ) ناچسب . ناچسبنده . که نمی چسبد. ◄ نادلپسند. نادلنشین . ◄ سمج . مُصِرّ.
فرهنگ طیفی واژهدان
نامنسجم، خرد، پاشیده، خردوخاکشیر لیز، روغنی، صاف آبکی، سیال، مایع ول، آویزان، تجزیهشده شکننده زوال یافته