نومیدوار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نومیدوار. [ ن َ / نُو] (ص مرکب، ق مرکب ) ناامیدوار. مأیوس : بعد سه روزو سه شب حیران و زار بر دکان بنشسته بد نومیدوار. مولوی .
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نومیدوار. [ ن َ / نُو] (ص مرکب، ق مرکب ) ناامیدوار. مأیوس : بعد سه روزو سه شب حیران و زار بر دکان بنشسته بد نومیدوار. مولوی .
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی