نوقلم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نوقلم . [ ن َ / نُو ق َ ل َ ] (ص مرکب ) که تازه قلم به دست گرفته است . که تازه نوشتن آموخته : بسپار مرا به عهدش امروز کاو نوقلم است و من نوآموز. نظامی .
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نوقلم . [ ن َ / نُو ق َ ل َ ] (ص مرکب ) که تازه قلم به دست گرفته است . که تازه نوشتن آموخته : بسپار مرا به عهدش امروز کاو نوقلم است و من نوآموز. نظامی .
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی