نوشین لب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نوشین لب . [ ل َ ] (ص مرکب ) نوش لب . نوشین دهان : او سمن سینه و نوشین لب و شیرین سخن است مشتری عارض و خورشیدرخ و زهره نقاب . فرخی . ز نوشین لب خویش بگشاد بند نظامی . یاد باد آن صحبت شبها که با نوشین لبان بحث سرّ عشق و ذکر حلقه ٔ عشاق بود. حافظ.