نوشو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نوشو. [ ن َ / نُو ش َ / شُو ] (نف مرکب ) حادث، برابر قدیم . (برهان قاطع) (آنندراج ). ظاهراً برساخته ٔ فرقه ٔ آذرکیوان است، از نو به معنی تازه و شو به معنی شونده . (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نوشو. [ ن َ / نُو ش َ / شُو ] (نف مرکب ) حادث، برابر قدیم . (برهان قاطع) (آنندراج ). ظاهراً برساخته ٔ فرقه ٔ آذرکیوان است، از نو به معنی تازه و شو به معنی شونده . (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ).