نوزود
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نوزود. [ ن َ / نُو ] (اِ) نوزوت . رجوع به نوزوت شود : بکردی یشت و کشتی نیز نوزود روانت را از این ره تاره و پود. (ارداویراف نامه از فرهنگ فارسی معین ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نوزود. [ ن َ / نُو ] (اِ) نوزوت . رجوع به نوزوت شود : بکردی یشت و کشتی نیز نوزود روانت را از این ره تاره و پود. (ارداویراف نامه از فرهنگ فارسی معین ).