نوزاد
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(نُ) (ص مف.) کودکی که تازه به دنیا آنده.<br>
فرهنگ فارسی معین
(نُ) (ص مف.) کودکی که تازه به دنیا آنده.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نوزاد. [ ن َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان مؤمن آباد بخش درمیان شهرستان بیرجند، در ١٦ هزارگزی شمال غربی درمیان در دامنه ٔ معتدل هوائی واقع است و ٩١٦ تن سکنه دارد. آبش از قنات، محصولش غلات، شغل مردمش زراعت و قالی بافی است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٩).
نوزاد. [ ن َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان عربخانه ٔ بخش خوسف شهرستان بیرجند، در ٢٧ هزارگزی شمال غربی شوسف و ٨ هزارگزی جنوب غربی جاده ٔ مشهد به زاهدان، در منطقه ٔ کوهستانی معتدل هوائی واقع است و ٣٠١ تن سکنه دارد. آبش از قنات، محصولش غلات و لبنیات، شغل مردمش زراعت است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٩).
نوزاد.[ ن َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان گلمکان بخش طرقبه ٔ شهرستان مشهد، در ٢٩ هزارگزی شمال غربی طرقبه در دامنه ٔ معتدل هوائی واقع است و ١٥٨ تن سکنه دارد. آبش ازقنات، محصولش غلات و بنشن و سیب زمینی و میوه ها، شغل مردمش زراعت است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٩).
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی