نورج
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نورج . [ ن َ رَ ] (ع اِ) آهن آماج که بدان زمین شیارند. (منتهی الارب ). نیرج . (آنندراج ). سکةالحراث . (اقرب الموارد). ◄ خرمن کوب، آهنین باشد یا چوبین . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). معرب نوره . چوب خرمن کوب . چوب که بدان خرمن کوبند. طربیل . (یادداشت مؤلف ). ◄ سراب . (منتهی الارب )(اقرب الموارد). ◄ (ص ) غماز سخن چین . ◄ شتر ماده ٔ نیکو و جواد تیزرو. (آنندراج ).