نورتاب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نورتاب . (نف مرکب ) نورتابنده . نورافشان . تابناک . منبع نور و روشنی : خاک درِ توکه نورتاب است سیبی به دو کرده آفتاب است . خاقانی .
واژگان فارسی سره واژهدان
آباژور
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی