نورباران شدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نورباران شدن . [ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) نور باریدن بر جائی مقدس یا مزاری از ائمه وپیشوایان دین یا قدیسین . ◄ سخت نورانی وروشن شدن . غرق نور و روشنی شدن . ◄ در تداول عامه، زینت یافتن مجلس به درآمدن شخصی بزرگ و مورد احترام بدان : مجلس ما به قدوم شما نورباران شد.