نورالدین
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نورالدین . [ رُدْ دی ] (اِخ ) علی بن ابی بکربن سلیمان هیثمی شافعی، مکنی به ابوالحسن و ملقب به نورالدین . رجوع به علی هیثمی شود.
نورالدین . [ رُدْ دی ] (اِخ ) عبدالرحمن جامی . رجوع به جامی شود.
نورالدین . [ رُدْ دی ] (اِخ ) عبدالقادر، ملقب به نورالدین و معروف به حکیم . از اعاظم فقها و مشایخ فارس در قرن هفتم هجری است و به سال ٦٩٨ هَ . ق . در شیراز درگذشته است . رجوع به شدالازار ص ٣٩٤ شود.