نورآباد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نورآباد. (اِخ ) دهی است از دهستان گلیجان شهرستان تنکابن، در ١٢ هزارگزی جنوب غربی تنکابن، در جلگه ٔمرطوب و معتدل هوائی واقع است و ٢٦٥ تن سکنه دارد. آبش از رودخانه ٔ چالگرود، محصولش برنج و مرکبات، شغل اهالی زراعت است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٣).
نورآباد. (اِخ ) دهی است از دهستان یکانات بخش مرکزی شهرستان مرند، در ٤٨ هزارگزی شمال غربی مرند و ٩ هزارگزی جاده ٔ خوی به جلفا، در جلگه ٔ سردسیری واقع است و ١١٧ تن سکنه دارد. آبش از رودخانه و چشمه، محصولش غلات و کرچک و پنبه، شغل مردمش زراعت و گله داری است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).
نورآباد. (اِخ ) رجوع به قلعه کهنه شود.