نور گسترانیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نور گسترانیدن . [ گ ُت َ دَ ] (مص مرکب ) نور افشاندن . (فرهنگ فارسی معین ). نور گستردن . نور گستراندن . ◄ کنایه از آشکار کردن و دیدن و ظاهر نمودن و گشودن است . ◄ کنایه از التفات کردن است . ◄ کنایه از نیک گفتن است . (از برهان قاطع) (از آنندراج ).