نودان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نودان . [ ن َ وَ ] (ع مص ) به هر سو خمیدن از خواب . (منتهی الارب ). نَوْد. نواد. (متن اللغة) (منتهی الارب ). رجوع به نَوْد شود.
نودان . [ ن َ ] (اِخ ) دهستانی است از بخش کوهمره نودان از شهرستان کازرون و محدود است از شمال به کوه سورمه، از جنوب به ارتفاعات دوان و کتل دختر، از مشرق به کوه چنگ و دهستان دشت ارژن و از مغرب به تنگ چوگان . این دهستان در منطقه ای کوهستانی واقع شده و قسمت شمالی و غربی و مرکزی بخش را در بر گرفته است . رودخانه ٔ شاپور از این دهستان سرچشمه می گیرد. هوای آن در شمال و شمال شرقی معتدل و در مغرب گرم است . آب دهستان ازرودخانه ٔ شاپور و چشمه سارهای متعدد تأمین می شود. محصول عمده اش غلات و حبوبات و انگور و انجیر و شغل مردم زراعت و باغداری و قالی بافی و گلیم بافی است . دهستان مشتمل بر ١٨ آبادی است و جمعاً در حدود ٥٩٠٠ تن سکنه دارد. قراء مهم آن عبارتند از دولیران، سنان، گاوکشک، موردک، جکک . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٧).
نودان . [ ن َ ] (اِخ ) قصبه ٔ مرکزی دهستان نودان بخش کوهمره نودان شهرستان کارزون، در ١٤ هزارگزی شمال کازرون در ٥١درجه و ٤٣ دقیقه ٔ عرض جغرافیائی واقع است و ارتفاع آن از سطح دریا ١٠٣٢ گز و هوای آن نسبةً گرم و آبش از چشمه و شغل مردمش قالی بافی و گلیم بافی است . جمعیت قصبه ٩١٨ تن است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٧).