نوبت گاه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نوبت گاه . [ ن َ / نُو ب َ ] (اِ مرکب ) جائی که در آن بارگاه افراخته باشند. نوبتگه . (ناظم الاطباء) : یکی هفته به نوبت گاه خسرو روان می کرد هر دم تحفه ای نو. نظامی . نهادش بر بساط نوبتی گاه به نوبت گاه خویش آمد دگر راه . نظامی . ◄ جای نوبتیان . کشیک خانه : همه لشکر به خدمت سر نهادند به نوبتگاه فرمان ایستادند. نظامی . طرفداران ز سقسین تا سمرقند به نوبتگاه درگاهش کمربند. نظامی . ◄ نقاره خانه و جائی که در آن نوبت می نوازند و موزگان می زنند. نوبتگه . (ناظم الاطباء). ◄ زندان . بندی خانه . (آنندراج ).