نواگر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نواگر. [ ن َ گ َ ] (ص مرکب ) سازنده و گوینده . (جهانگیری ) (رشیدی ). خواننده و سازنده . (انجمن آرا) (برهان قاطع). نوازنده . (یادداشت مؤلف ). مطرب و سازنده و مغنی و خواننده . (ناظم الاطباء) : به باغ اندر ندیدند ایچ جانْور مگر بر شاخ مرغان نواگر. فخرالدین اسعد. نشسته گرد رامینش برابر به پیش رام کوسان نواگر. فخرالدین اسعد. ◄ آنکه نامه و کتابی را از آغاز تا انجام از حفظ دارد(؟). (ناظم الاطباء). ◄ آنکه کاری را بتمامه انجام می دهد(؟). (ناظم الاطباء).