فرهنگ لغت

نوازش کردن

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

ناز کردن، بوسیدن، ماچ کردن، بوسه زدن (گرفتن)، لمس کردن، فشار دادن، نگهداشتن، دوست داشتن سر برروی شانه کسی گذاشتن، درآغوش گرفتن (کشیدن)، دربر گرفتن، دربر کشیدن، فشردن ناز کسی را کشیدن (خریدن) غرق بوسه کردن، بوسه باران کردن لاس زدن، لاسیدن، عشقبازی کردن

معنی نوازش کردن | فرهنگ لغت