نهایة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نهایة. [ ن َ ی َ ] (ع مص ) نیک خردمند گردیدن . (از منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء).
نهایة. [ ن ِ ی َ ] (ع اِ) پایان . (دهار). کرانه . کناره . (صحاح الفرس ). پایان چیزی و غایت آن . (از منتهی الارب ) (از متن اللغة). رجوع به نهایت شود. ◄ سرچوب عران در بینی شتر. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از متن اللغة). سر چوبی که در بینی شتر کنند. (ناظم الاطباء). ◄ چوب که بر آن بار بردارند. (منتهی الارب ) (آنندراج ). چوبی که بارها بر آن نهند و حمل کنند وبه فارسی آن را ناهو گویند. (از متن اللغة). ◄ عقل . (متن اللغة).
نهایه . [ ن ِ ی َ ] (ع اِ) نهایة. نهایت . پایان . رجوع به نهایت شود.