نهاوندی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نهاوندی . [ ن َ وَ ] (اِخ ) علی بن ملا فتح اﷲ نهاوندی از اصولیین و فقهای قرن اخیر است . او راست : تشریح الاصول الصغیر و تشریح الاصول الکبیر و مقدمةالواجب . به سال ١٣٢٢ هَ . ق . در نجف درگذشت . (از ریحانة الادب ج ٦ ص ٢٦٩). و رجوع به احسن الودیعه ج ١ ص ١٦٣ شود.
نهاوندی . [ ن َ وَ ] (اِخ ) عبدالرحیم نهاوندی (میرزا...) از اعاظم علمای امامیه ٔ قرن اخیر است و اواخر عمر در تهران سکونت جست و در مدرسه ٔ مروی به تدریس پرداخت . حاشیه ٔ رسائل شیخ انصاری تألیف اوست . به سال ١٣٠٤ هَ . ق . در تهران وفات یافت . (از ریحانةالادب ج ٦ص ٢٦٧). و رجوع به الذریعه الی تصانیف الشیعه شود.
نهاوندی . [ ن ِ وَ ] (ص نسبی، اِ) منسوب به نهاوند است . رجوع به نهاوند شود. ◄ نام پرده ای است از موسیقی و این غیر از نهاوند است . (جهانگیری ) (برهان قاطع) (انجمن آرا) (رشیدی ) : نماز شام رسید ای بت سمرقندی بساز چنگ و بزن پرده ٔ نهاوندی . نزاری (از جهانگیری ). به گوش اندر همی گویدت گیتی بار بر خر نه تو گوش دل نهادستی به دستان نهاوندی . ناصرخسرو.