نمک گرفتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نمک گرفتن . [ ن َ م َ گ ِ رِ ت َ ] (مص مرکب ) مزه یافتن . بانمک شدن . نمکین و مطبوع شدن : عشق از افلاس می گیرد نمک عشق مفلس را سزد بی هیچ شک . عطار. ◄ نمک گرفتن کسی را؛ نمک گیر شدن .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نمک گرفتن . [ ن َ م َ گ ِ رِ ت َ ] (مص مرکب ) مزه یافتن . بانمک شدن . نمکین و مطبوع شدن : عشق از افلاس می گیرد نمک عشق مفلس را سزد بی هیچ شک . عطار. ◄ نمک گرفتن کسی را؛ نمک گیر شدن .