نمک شناس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نمک شناس . [ ن َ م َ ش ِ ] (نف مرکب ) آنکه حق نمک بشناسد. مقابل حق نمک ناشناس . (آنندراج ). باوفا. وفادار. سپاس گزار. (ناظم الاطباء). کسی که حق نان و نمکی که خورده ادا کند. حق شناس . (فرهنگ فارسی معین ). - امثال : سگ نمک شناس به از آدمی ناسپاس .