نقیه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نقیة. [ ن َق ْ ی َ ] (ع اِ) کلمه . (از ناظم الاطباء). رجوع به نَقیّة شود.
نقیة. [ ن َ قی ی َ ] (ع ص ) تأنیث نَقی ّ. رجوع به نَقی ّ شود. ◄ (اِ) کلمه . سخن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد).
نقیه . [ ن َ ] (ع ص ) ناقه . ضعیف وبه شده از بیماری . (ناظم الاطباء). صاحب نقاهت . (یادداشت مؤلف ). از ناخوشی برخاسته . رجوع به ناقه شود.