نقیص
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نقیص . [ ن َ ] (ع ص، اِ) آب شیرین و خوش . (منتهی الارب ) (آنندراج ). آب شیرین و گوارا. (ناظم الاطباء). آب عذب . (از اقرب الموارد). ◄ هرچیزی پاکیزه که بوی خوش داشته باشد. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). ◄ ناقص و ناتمام . ◄ معیوب . شخص نقیص ؛ شخص عیب دار. ◄ مجرم . گناهکار. (ناظم الاطباء).