نقوق
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نقوق . [ ن َ ] (ع ص ) صائح . (اقرب الموارد). آنکه نقیق کند. (یادداشت مؤلف ). ج، نُقُق .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نقوق . [ ن َ ] (ع ص ) صائح . (اقرب الموارد). آنکه نقیق کند. (یادداشت مؤلف ). ج، نُقُق .