فرهنگ لغت

نقش نهادن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

نقش نهادن . [ ن َ ن ِ / ن َ دَ ] (مص مرکب ) تصویر کردن . نقش کردن : شکسته همچو نگارم ز نوک خامه ٔ فکر که بر صحیفه ٔ دل نقش آن نگار نهد. نجیب الدین گلپایگانی (از آنندراج ).

معنی نقش نهادن | فرهنگ لغت