فرهنگ لغت

نقش بردن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

نقش بردن . [ ن َ ب ُ دَ ] (مص مرکب ) نقش زدودن . صورتی را محو و زایل کردن : بازت ندانم از سر پیمان ما که برد باز از نگین عهد تو نقش وفا که برد. سعدی (از آنندراج ).

معنی نقش بردن | فرهنگ لغت