نقایة
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(نُ یَ) [ ع. نقائة ] (مص ل.)<BR>۱- پاکیزه شدن.<BR>۲- برگزیده شدن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(نُ یَ) [ ع. نقائه ] (مص ل.) ۱- پاکیزه شدن. ۲- برگزیده شدن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نقایة. [ ن ُ ی َ ] (ع اِ) برگزیده ٔ چیزی . (منتهی الارب ). خیار و خلاصه ٔ هر چیز. (از اقرب الموارد). برگزیده ٔ هرچیزی . (دهار). نقاوة. نقاة. (اقرب الموارد). گزیده . خیار و افضل چیزی . مقابل نفایة. (یادداشت مؤلف ). ◄ نُقایَةالطعام . نَقایَةالطعام . (اقرب الموارد). رجوع به نَقایَة و نقاة شود. ◄ (مص ) پاکیزه و نیکو و خالص شدن . (از اقرب الموارد) (از متن اللغة) (از المنجد). رجوع به نقاء شود.
نقایة. [ ن َ ی َ ] (ع مص ) پاکیزه گردیدن . (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). نقاوة. نقاء. نقائة. (منتهی الارب ). رجوع به نقاء و نیز رجوع به نُقایَة شود. ◄ نقایةالطعام ؛ ردی و هیچکاره از گندم و آنچه دور کنند از گندم آن را. (منتهی الارب ). نقاة. (اقرب الموارد). نُقایَة.(منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به نَقاة شود.