نقاوت
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(نَ وَ) [ ع. نقاوة ] (مص ل.)<BR>۱- پاکیزه گشتن.<BR>۲- خالص شدن.<BR>۳- نیکو گردیدن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(نَ وَ) [ ع. نقاوه ] (مص ل.) ۱- پاکیزه گشتن. ۲- خالص شدن. ۳- نیکو گردیدن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نقاوت . [ ن َ وَ ] (از ع اِمص ) پاکیزگی . (غیاث اللغات ). نقاوة. رجوع به نقاوة شود. ◄ (مص ) پاک شدن . (یادداشت مؤلف ). نقاوة. رجوع به نقاوة شود.
مترادف و متضاد واژهدان
پاکیزگی، خلوص، نیکویی برگزیده، گزیده، منتخب، نقاوه