نقاف
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نقاف . [ ن َق ْ قا ] (ع ص ) مرد دوراندیش پایان کار نگرنده . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). ◄ خواهنده ٔ به ستوه آرنده یا حریص بر سؤال . (منتهی الارب ) (آنندراج ). سائل مبرم یا حریص بر سؤال .(از اقرب الموارد) (از المنجد). و هی نقافة. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ). ◄ دزدی که هر چه به دستش رسد برباید. (از اقرب الموارد). هر آن دزدی که برباید هر چه بر آن قادر گردد. (ناظم الاطباء) (از متن اللغة). ◄ تراشنده ٔ چوب . نحات خشب . (از اقرب الموارد) (از متن اللغة) (از المنجد).
نقاف . [ ن ِ ] (ع ص )رجل نقاف ؛ مرد دوراندیش هوشیار. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). مرد باتدبیر صاحب نظر. (از اقرب الموارد) (از المنجد) (از متن اللغة). ◄ (اِ) نقاب . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ (مص ) شمشیر بر سر یکدیگر زدن و یکدیگر را سرشکستن . (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). مناقفة. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به مناقفة شود.