نقاش صنع
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نقاش صنع. [ ن َق ْ قا ش ِ ص ُ ] (اِخ ) کنایه از خالق است : نقاش صنع را همه لطف تو بود قصد بر گل ببست نقش تو و بر گلاب بست . عطار.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نقاش صنع. [ ن َق ْ قا ش ِ ص ُ ] (اِخ ) کنایه از خالق است : نقاش صنع را همه لطف تو بود قصد بر گل ببست نقش تو و بر گلاب بست . عطار.