نقاز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نقاز. [ ن ُ ] (ع اِ) بیمارئی است ستور را شبیه طاعون که بحدوث آن برمی جهد چنانکه بمیرد. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). مانند نزاء. (از اقرب الموارد).
نقاز. [ ن ُق ْ قا ] (ع اِ) رجوع به مدخل بالا شود.
نقاز. [ ن َق ْ قا ] (ع اِ) گنجشک ریزه، یا مرغی است دیگر. (منتهی الارب ). صغارالعصافیر. (المنجد). گنجشک ریزه و بچه . (ناظم الاطباء). نوعی پرنده است و گفته اند: گنجشک خرد. (از اقرب الموارد).نُقّاز. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). ج، نقاقیز.