نقاره خانه
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~. ن) [ ع - فا. ] (اِمر.) جای مخصوص بر بالای سردرهای بلند که هر صبح و شام در آنجا نقاره مینواختند.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~. ن) [ ع - فا. ] (اِمر.) جای مخصوص بر بالای سردرهای بلند که هر صبح و شام در آنجا نقاره مینواختند.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نقاره خانه . [ ن َ / ن َق ْ قا رَ / رِ ن َ / ن ِ ] (اِ مرکب ) نقارخانه .جائی که در آن نقاره زنند. رجوع به نقارخانه شود. - امثال : شتر نقاره خانه است ؛ نظیر: بیدی نیست که ازاین بادها بلرزد، گوشش از این حرفها پر است، پروائی ندارد.
نقاره خانه . [ ن َ رِ ن ِ ] (اِخ ) دهی است ازدهستان بویراحمد سرحدی بخش کهکیلویه ٔ شهرستان بهبهان، در ١٠هزارگزی جنوب غربی سی سخت، در منطقه ٔ کوهستانی سردسیری واقع است و ١٥٠ تن سکنه دارد. آبش از رودخانه ٔ کبک کیان تأمین می شود. محصولش غلات و برنج و لبنیات و پشم و شغل اهالی زراعت و حشم داری و قالی بافی و جاجیم بافی است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٦).
نقاره خانه . [ ن َ رِ ن ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان شهرنو بالاولایت باخرز بخش طیبات شهرستان مشهد، در٦٠هزارگزی شمال غربی طیبات، در جلگه ٔ معتدل هوائی واقع است و ٢٦٠ تن سکنه دارد. آبش از قنات تأمین می شود. محصولش غلات و بنشن و شغل اهالی زراعت و مالداری وقالیچه بافی است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٩).
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی