نقاخ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نقاخ . [ ن ُ ] (ع ص، اِ) آب سرد دلگشای . (مهذب الاسماء). آب خنک . (از بحر الجواهر) (یادداشت مؤلف ). آب خوش خنک روشن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). آب خوش و خوشگوار سرد و صاف . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از متن اللغة). ◄ خواب در عافیت و آرام . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از متن اللغة). خواب راحت و آرام و با عافیت . (ناظم الاطباء). ◄ خالص از هر چیز. (اقرب الموارد) (از متن اللغة).
نقاخ . [ ن ُق ْ قا ] (ع اِ) استخوان برآمده بالای پس گردن از جانب گوش . (منتهی الارب ) (آنندراج ). استخوان برآمده ٔ پشت گوش . (ناظم الاطباء) (از متن اللغة). خشیشاء. (اقرب الموارد). ◄ بلندی سرگوش . (منتهی الارب ) (آنندراج ). بالای قفا از طرف گوش .(ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از متن اللغة).