نقاب
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(نِ) [ ع. ] (اِ.) روی بند، پارچهای که با آن چهره را بپوشانند.<br>
فرهنگ فارسی معین
(نِ) [ ع. ] (اِ.) روی بند، پارچهای که با آن چهره را بپوشانند.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نقاب . [ ن ِ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان رودمیان بخش خواف شهرستان تربت حیدریه . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٩).
نقاب . [ ن ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان درزاب بخش حومه ٔ وارداک شهرستان مشهد. در ٣٨هزارگزی شمال غربی مشهد، در جلگه ٔ معتدل هوائی واقع است و ٣٨٧ تن سکنه دارد. آبش از قنات تأمین می شود. محصولش غلات و چغندر است . شغل اهالی زراعت و مالداری است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٩).
نقاب . [ ن ِ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان ریوند بخش حومه ٔ شهرستان نیشابور. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٩).
مترادف و متضاد واژهدان
برقع، پیچه، حجاب، روبنده، روبند، غاشیه، مقصوره، مقنعه ماسک
فرهنگ طیفی واژهدان
ماسک، صورتک، استتار، چادر جامه مبدل، چیز بدل، دگرگونی تقلید، تردستی روبند، روبنده، برقع، روسری، حجاب، پوشاک، پوشش پرده
واژگان فارسی سره واژهدان
روبنده، رخ پوشه، پیچه