نفیط
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نفیط. [ ن َ ] (ع مص ) بینی افشاندن ماده بز یا عطسه دادن . (از منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء). ◄ جوشیدن و تیرک زدن دیگ جوشان . (از منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء). جوشیدن دیگ . (از اقرب الموارد). ◄ بانگ کردن کودک . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء). ◄ بانگ کردن آهو. (اقرب الموارد). تیزدادن . (از منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء). ◄ گوزیدن . (از اقرب الموارد). ◄ گفتن سخنی را که به فهم نرسد. (از منتهی الارب ). سخنی گفتن که به فهم نرسد. (از ناظم الاطباء). تکلم کردن بما لایفهم . (از اقرب الموارد). ◄ نفط. (منتهی الارب ). آبله کردن دست . (بحر الجواهر). آبله شدن دست . (تاج المصادر بیهقی ). رجوع به نَفط شود.