فرهنگ لغت

نفله شدن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

نفله شدن . [ ن ِ ل ِ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) در تداول، از میان بشدن . مردن . بی فایدتی تلف شدن . مردن نه برای مقصدی . (یادداشت مؤلف ). ◄ نه به موقع خویش صرف شدن مال . بیهوده خرج شدن . به مصارف بیهوده به کار رفتن . (یادداشت مؤلف ).

معنی نفله شدن | فرهنگ لغت