نفرینکنان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نفرین کنان . [ ن َ / ن ِ ک ُ ] (نف مرکب، ق مرکب ) لعنت کنان . لعن گویان . در حال لعن کردن و ناسزا گفتن : چه سود آفرین بر سر انجمن پس چرخه نفرین کنان مرد و زن . سعدی .
فرهنگ طیفی واژهدان
لعنتکنان، تقبیح کننده
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی