نفاد
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(نَ) [ ع. ] (مص ل.)<BR>۱- سپری شدن.<BR>۲- تباه شدن، نیست شدن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(نَ) [ ع. ] (مص ل.) ۱- سپری شدن. ۲- تباه شدن، نیست شدن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نفاد. [ ن َ] (ع مص ) سپری شدن . (غیاث اللغات ) (مجمل اللغة) (دهار) (ترجمان علامه ٔ جرجانی ص ١٠٠). برسیدن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ) (زمخشری ). نیست شدن . (مجمل اللغة). فنا شدن و رفتن . (از متن اللغة). سپری شدن چیزی وتباهی آن . (ناظم الاطباء). نیست و نابود گردیدن و رفتن . (آنندراج ). به آخر رسیدن . انجامیدن . فانی شدن . منقطع گشتن . تمام گردیدن . (یادداشت مؤلف ). نَفُد. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (متن اللغة). رجوع به نفدشود. ◄ (اِ) مرگ . اجل . (ناظم الاطباء).