نغن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~.) (اِ.) نان، خبز.<br>
فرهنگ فارسی معین
(نَ) (اِ.) سوراخ و دایره ناف.
(~.) (اِ.) نان، خبز.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نغن . [ ن َ غ َ ] (اِ)ناف . (جهانگیری ) (رشیدی ) (از آنندراج ) (از انجمن آرا). ◄ سوراخ ناف . (برهان قاطع) (ناظم الاطباء). ◄ نانخواه . زنیان . تخمی است است که گاهی بر روی خمیر نان پاشند. (از برهان قاطع). نغنخلان . نغنخواد. نغنخوالان . نغنخوایین . (ناظم الاطباء).