نغش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نغش . [ ن َ ] (ع مص ) مضطرب گردیدن و لرزیدن و جنبیدن بجای خود. (آنندراج ) (از منتهی الارب ). مضطرب شدن و حرکت کردن چیزی از جایش . (از متن اللغة). ◄ میل کردن به سوئی . (از منتهی الارب ) (از متن اللغة) (از اقرب الموارد): نغش الیه ؛ مال . (متن اللغة). نغشان . (منتهی الارب ) (متن اللغة). ◄ تکان خوردن و حرکت کردن پس از عارض شدن غشی . (از متن اللغة) (از اقرب الموارد).نغشان . (منتهی الارب ) (متن اللغة) (اقرب الموارد).