نغاض
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نغاض . [ ن َغ ْ غا ] (ع ص ) ستبر و شکن دار. (منتهی الارب ) (آنندراج ). - غیم نغاض ؛ ابر که در پی یکدیگر بجنبد. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). ابرهای متراکم . ناغض . (اقرب الموارد). و ابرهای انبوه که از پی یکدیگر متحیرانه بجنبند بی آنکه سیر کنند و دور شوند . (از متن اللغة). - نغاض البطن ؛ آنکه شکم وی دارای چین و شکن باشد. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ) (ازمتن اللغة) (از اقرب الموارد).