نعناع
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(نَ) [ ع. ] (اِ.)گیاهی است از تیرة دو لپهایهای پیوسته گلبرگ که سردستة تیرة نعناعیان میباشد و جز سبزیهای خوراکی است. این گیاه همة آثار نیرو دهنده و باد شکن و خلط آور را دارا است. ؛ ~ داغِ چیزی را زیاد کردن چیزی را زیاد بزرگ و مهم جلوه دادن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(نَ) [ ع. ] (اِ.)گیاهی است از تیره دو لپهایهای پیوسته گلبرگ که سردسته تیره نعناعیان میباشد و جز سبزیهای خوراکی است. این گیاه همه آثار نیرو دهنده و باد شکن و خلط آور را دارا است. ؛ ~ داغِ چیزی را زیاد کردن چیزی را زیاد بزرگ و مهم جلوه دادن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نعناع . [ ن َ ] (ع اِ) نعنا. رجوع به نعنا شود.
واژگان فارسی سره واژهدان
نانوک، پذور
فرهنگ نامهای فارسی
نام زنانه