نظرور
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نظرور. [ ن َ ظَرْ وَ] (ص مرکب ) صاحب نظر. اهل بینش و بصیرت : یا مظفر یا مظفرجوی باش یا نظرور یا نظرورجوی باش . مولوی . آورده است بر دل صاف نظروران عکسش بر آب و آینه تنخواه گشته است . ظهوری (از آنندراج ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نظرور. [ ن َ ظَرْ وَ] (ص مرکب ) صاحب نظر. اهل بینش و بصیرت : یا مظفر یا مظفرجوی باش یا نظرور یا نظرورجوی باش . مولوی . آورده است بر دل صاف نظروران عکسش بر آب و آینه تنخواه گشته است . ظهوری (از آنندراج ).