نظام شیرازی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نظام شیرازی . [ ن ِ م ِ ] (اِخ ) از سادات دستغیب شیراز واز شعرای قرن یازدهم است عمر کوتاهی داشت و در سنین جوانی به سال ١٠٣٩ هَ . ق . در شیراز درگذشته و در حافظیه مدفون است . دیوانش در حدود سه هزار بیت است : برمکن بر روی غیر آن غمزه ٔ خونریز را می زند هرگز کسی بر سنگ تیغ تیز را گر فلک با من هماغوشش نماید دور نیست باغبان بر چوب بندد شاخک نوخیز را. # مشو آزرده گر دستی به راه تیرت آوردم که در عهد تو دل در دست و جان در آستین دارم . # چرا مرهم نهی بر روی داغی که در روزم گل و درشب چراغ است . (از تذکره ٔ نصرآبادی ص ٢٧١) (آتشکده ٔ آذر ص ٣١٢). و نیز رجوع به شمع انجمن ص ٤٥٧ و فارسنامه ٔ ناصری ج ٢ ص ١٥٢ ونتایج الافکار ص ٧٢٣ و سرو آزاد ص ٣٨ و تذکره ٔ حسینی ص ٣٥٤ و تذکره ٔ روز روشن ص ٨٣٠ شود.